بر فاک رفته

خرید بک لینک
میدونید دیشب چی شد؟

داشتیم شام میخوردیم زنگ زدن، بابام رفت جواب داد و بعدم رفت دم در و تقریبا طول کشید تا برگرده. وقتی برگشت دو تا بسته نقل دستش بود

دوست پسر قبلیم ازدواج کرده :|

من میدونستم میخواد ازدواج کنه، از شیش ماه قبل میدونستم و مشکلی نداشتم باهاش

ولی اینکه مامان بابام فهمیدن خوب نیست، چون ازین ببعد به چشم ترحم بهم نگاه میکنن، حالا خوبه خودم طرف رو ردش کردم وگرنه واقعا داغون میشدم :-D

ادامه شامم رو خیلی ریلکس خوردم و در تمام این مدت مامان بابام نگام میکردن ببینن چه حسی دارم

ادامه مبحث شیرین ازدواج...

ما را در سایت ادامه مبحث شیرین ازدواج دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 95 تاريخ: يکشنبه 12 اسفند 1397 ساعت: 22:36

صفحه بندی